تبریک تولد

♪ღ♪*•.¸¸¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪ღ♪¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪ღ♪•* ♪ღ♪♪░░H░A░P░P░Y░ B░I░R░T░H░D░A░Y░░♪♪ღ♪ *•♪ღ♪*•.¸¸¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪ღ♪•«

♪ღ♪*•.¸¸¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪ღ♪¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪ღ♪•* ♪ღ♪♪░░H░A░P░P░Y░ B░I░R░T░H░D░A░Y░░♪♪ღ♪ *•♪ღ♪*•.¸¸¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪¸.•*¨¨*•.¸¸¸.•*•♪ღ♪•«
|
My friends who loved Losing
|
❤☆-•––•-•–– ღ♥ღبابام ♥♥ رفت ღ♥ღ•-•––☆❤
ღღ در فــراق پــــدر كبيــر ღღ
ღღ در فراق پــدر اسطوره ღღ
ღღ در فراق پدرم ღღ
بابام رفت پیش خدا
کی شعر ترانگیزد خاطر که حزین باشد یک نکته از این معنی گفتیم وهمین باشد
بابائی مهربانم چرا هر چي صدات زدم جوابمو ندادي ؟؟؟؟
بابا جونم منزل نو مبارک
تلفن که زنگ زد قلبم ریخت تقریبا" اول صبح بود وازاونور خط بابام گفت که پدر بزرگت
تو رو خواسته بُعد مسافت راه دور که در یک روز باید طی میشد تا به آنجا برسم
را با چه نگرانی سپری کردم نمی دونم
وقتی رسیدم
پدرم با نگاهی غم انگیز منو به پیش بابائیم برد.حال بابائیم اصلا" خوب نبود.
به سختی نفس می کشید.اونو بوسیدم .هرچی صداش زدم جوابمو نداد.
گفتم د دی جون منم . بابا ئی .. چشماتو بازکن. منم نوه نازت ددی ددی...ولی دریغ
از نیم نگاهی....
وبعد گریه امانم نداد و منو به بیرون بردند ودلداریم داد .......
بعداز نیم ساعت .... و تسلیت گفت...
آره بابائیم رفت پیش خدا
انشاالله در وسط بهشت باشد
خلاصه من ماندم وکوهی از غم و...
بابا عزیزم به امید روزی که دوباره به پیشمون برگردی
ما بیصرانه منتظر اون روزیم تا ادامه زندگیمون را باهمدیگر
سپری نمائیم .
ای قافله از چه اینچنین شتابان ...
یک چند دقیقه دست نگهدار
تا ذهن مسافر خسته ی ما
با قصه ی رفتن آشنا گردد
و به این منزل و آدمهایش
که به آن انس گرفته
بدرود بگوید
|
پدر مهربانم :
نامت را بر کتيبه ای از جنس عاطفه حک خواهم کرد
جنس عشق خواهم گذارد
در کتابی از عطوفت خواهم نوشت و شب هنگام ياد تو را
به ميهمانی خيال خواهم خواند
بی گمان با من سخن خواهد گفت
که زندگی کوچکتر از مردمک چشم تو است.
بهاران با تو زيباست...
و فصل پائيز مرگ
برگ های سبز را به تماشا می نشيند.
زمستان غم چشمان تو را به خاطر می آورد
آنگاه که پر از فرياد در سکوتی دلگير
غريبانه بار سفر بستی و به ديار معشوق شتافتی يادت گرامی باد
ღღ اي غايب ازنظرنظري كن بحال من ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ تا چند سيل اشك روان از بصر كنم ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღاي پادشه خوبان داد از غم تنهائي ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღدل بي تو بجان آمد وقتست كه باز آئي ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღآخر كجا روم كه گيرم سراغ تو ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ ابراز دردها به كدامين بشر كنم ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ از كثرت گنه نفسم بي اثر شده ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ با ذكر و ياد تو مگرش با اثر كنم ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ مُردم به خدا از غم هجران وجدائي ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ اي جانا دور از نظرم پس تو كجائي ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ يارب غمش تا چندخونم به جگر آيد ღღ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ ღღ بنشسته سر راهش شايد زسفر آيد ღღ
زندگی با پدر زیبا بود دیده از دیدنش بینا بود رفت از بر ما سرور ما، تاج سر ما خدايا حواست هست صـدای هق هق گريه ام ازهمـون گلويى مي آيد كه تو از رگش بـه من نــزديكتــری !بابايی را به ما برگردون Daddy you kill your grandchildren just loved Mnnaz
Daddy fixing Naz me because you loved me more than all of you put Leave I'm dying without you
|
سلام ای غروب غريبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدايی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشين هميشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مينای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رويای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سايه سار هميشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نو بهار هميشه
مولای من! تو را امام غریب مینامند، میدانم بد میزبانی بودند و در مهماننوازی وفا نکردند.
مولای من! بعد از گذشت روزگار، حال تو میزبان ما هستی؛ تو میزبان گریهها و نیازها؛ غمها و دلتنگیهای ما هستی.
تو که غریبی را احساس کردهای! حال غریبهها به آستان کرم تو چشم دوختهاند و به دستان پر مهرت توسل کردهاند.
مولای من! میخواهم از زائرانی بگویم که جاده به جاده و شهر به شهر گذشتهاند تا نفسی مهمان شوند و از می عشق تو بنوشند.
مولای من! میخواهم از سنگفرش آستان مقدّست بگویم که سجدهگاه قدوم مهمانانت شده است؛
از کبوتران عاشقی که گرداگرد حرم پاک تو میچرخند و تو را طواف میکنند؛
از نسیم بگویم که بیرق گنبدت را بوسه باران میکند و عطر دلربای تو و اشک تمنای زائرانت را به اوج افلاک میبرد.
مولای من! میخواهم از آسمان بگویم که هر روز نه، هر ساعت نه، هر لحظه و ثانیه از تو جان میگیرد و در پیشگاه شکوه تو جان میدهد.
ای آفتاب مهربانی! میخواهم از خورشید بگویم که هر طلوع با انوار خود به پنجره فولاد تو چنگ میزند و از ضریح تو نور میگیرد.
ای حجت خدا! خوش به حال جاده که از قدوم زائرانت بغض تنهایی خود را میشکند و خاک پایشان را به سینه زخمآلود خود میزند که عمری است از طواف تو جا مانده است.
خوش به حال رواقها، درها و دیوارهایی که از نفس مهمانانت پَِر میگیرند و به ضریح پاک تو میرسند.خوش به حال منارهها و کاشیها!
حال در سوگ سالروز عروج و ماندگاری جاودانه تو ای شمسالشموس، از راه دور به میعادگاه عاشقی تو چشم دوختهایم تا از جام کرامتت جرعهای بنوشیم. ما را بینصیب مگردان

چشمه های خروشان ترا می شناسند
موجهای پریشان ترا می شناسند
پرسش تشنگی را تو آبی جوابی
ریگ های بیابان ترا می شناسند
نام تو رخصت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران ترا می شناسند
هم تو گلهای این باغ را می شناسی
هم تمام شهیدان ترا می شناسند
از نشابور با موجی از لا گذشتی
ای که امواج طوفان ترا می شناسند
بوی توحید مشروط بر بودن توست
ای که آیات قرآن ترا می شناسند
گر چه روی از همه خلق پوشیده داری
آی پیدای پنهان ترا می شناسند
اینک ای خوب فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبان ترا می شناسند
کاش من هم عبور ترا دیده بودم
کوچه های خراسان ترا می شناسند
شعر از قیصر امین پور
همیشه از حرمت، بوی سیب می آید
صدای بال ملائک، عجیب می آید!
سلام! ضامن آهو، دل شکسته من
به پای بوس نگاهت، غریب می آید
نگاه زخمیِ تو، تا بقیع بارانی است
مگر ز سمت مدینه، طبیب می آید؟!
به پای در دلت، ای غریبه تنها
علی(ع) ز سمت نجف، عنقریب می آید
طلای گنبد تو، وعده گاه کفترهاست
کبوتر دل من، بی شکیب می آید
برات گشته به قلبم مُراد خواهی داد
چرا که ناله "امّن یُجیب" می آید.
باورم نیست که یکسال گذشت!
از رقم زدن بهترین خاطرات زندگی.
رفتی و لذت ِ سفر در خاطراتم ماند!
رفتی و حسرت داشتن بابا بر دلم ماند!
گویی هر لحظه کنارمی!
آن چهره نورانی ، لبخند حیاتبخش!
چقدر همه آدم ها شبیه تو شدند
یاد آن روزها بخیر که
دست در دستت ، گرد خدا می گشتیم.
تو نگران من و من در لذت بودن با تو!!!
کاش بودی که امروز ، گرد تو می گشتم
دل من سالی است که دیگر شاد نیست ،
دل من روزهاست که غم عالم دارد.
هر روز جایت در دلم خالی تر می شود ،
گویی ردِ پایت در نگاهم گـُم می شود.
دوباره می نویسم از نداشتنت ،
هر روز قلم می زنم دلتنگی هایم را ،
می نویسم از مریمی که دلش میخواهد فریاد بزند: " آقا جون "
و جواب بشنود همان صدای آشنای همیشگی " جانِ آقا جون "
میترسم که زنگ صدایت از گوشم کوچ کند ،
وحشت دارم از ر وزی که چهره ات برایم خاطره شود.
مینویسم... می نویسم... دوباره می نویسم از تو!
تویی که برای من همیشه هستی !!!
توی که یکسال نبودنت هر لحظه درد داشت !!!




سلام ای غروب غريبانه ی دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدايی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای همنشين هميشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مينای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دريا
اگر شب نشينم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رويای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار اين صدا را نگيرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سايه سار هميشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نو بهار هميشه


✓بعضیها حرفی میزنند
و دلت را میشڪنند ...!
بعد به سادڪَی روبروی این قلب شڪستہ
میایستند و میڪَویند
ناراحت شدی؟؟؟
چقدر زود رنجی تو من ڪہ چیزی نڪَفتم 














![]()
آدمها ممكنست نامعقول ، غيرمنطقي و خودخواه باشند .
به هر حال آنها را ببخش 
اگـــر مهرباني كني شايد تو ر ا متهم به داشتن اهـدافــــ پنهاني و سود شخصي كنند ، به هر حال مهربان باش . 
اگر موفق شوی و در کارهایت از دیگران پیشی گیری دشمنان سختی خواهی داشت به هــــر حال موفق باش 
اگر درستکار و راستگو باشی ممکن استـــ سرت کلاه برود به هرحال درستکار و راستگو باش . 
آنچه را سالها زحمت کشیدی و ساختی ممکن است دیگران به ناگهان از بین ببرند به هر حال سازنده باش . 
اگر به دیگران آموختی ممکن است قدردانت نباشند به هر حال آموزنده باش 
اگر به آرامــش و شادى دست یافتی، ممکن است به تو حسادت کنند، به هر حال آرام و شاد باش. 
اگر به دیگران نیکى کنى ممکن است فردا همـه را فـراموش کنند، به هر حال نیکو کار باش. 
اگر جانـــت را در راه آرمانت فدا کنی
مـمکـــن است کافی نباشد به هر حال فداکار باش . 
"براى اینکه آسوده باشى، بدان که همه چیز بین تو و خدای توست"




♖♘♗♕♔♗♘♖
♙♙♙♙♙♙♙♙
╔════════╗
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
║▀▄▀▄▀▄▀▄║
╚════════╝
♟♟♟♟♟♟♟♟
♜♞♝♛♚♝♞♜
به سلامتی همه خوبا
که سخت مشغول شطرنج زندگی اند
و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم ...









مرا محکــم تر در آغوش خود بگیـر …
من هنوز هم نـمی خواهم تــو را …
به دسـت خاطرات ” لــعنـتـی
” بسپـارم…

مدت هاست
چتر منطق را بر سر گرفته ام!
تا باران عشق را تجربه نکنم!
دیگر توان مقابله با
تب و لرز برایم باقی نمانده است!!!

کــاش این بــار حداقل دل واژه برایــــم می سوخت
و خبــری مـی داد از تو...

خدایا . . .
مى خواهم اعتراف کنم !
خسته ام . . .
من امانت دار خوبى نیستم . . .
“ مرا ” از من بگیر . . .
مال خودت . . .
من نمى توانم نگهش دارم . . .

به من “عشق ” تعارف نکنید ،
همین چند وقت پیش ” گُول ” خوردم . . .
سیرم !

خدایا یک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار . . .
خسته ام ،
یا طلبم را بده ؛
یا طلبت را بگیر . . . !

قول بده اگر یک روز خیلی اتفاقی نگاهمان به هم افتاد،
با هم گره اش را کور کنیم
باشه!؟

قـــهـــرها بـــهـــانــــه اســــت !!! کسی که دوستت دارد ...
برای ماندن در بین هزاران نقطه ی سیاه شب حتی اگر یک نقطه ی سپید بیابد
دلیلش می کند برای ماندن !!! و کسی که می خواهد برود ...
در سپیدی روز حتی اگر نقطه ای سیاه را هم نیابد
با انگشتش به گوشه ای اشاره می کند که انگار نقطه ای سیاه یافته !!!
کسی که رفتنی است بــــگــــذار بـــرود !

برای عشق تمنا كن ولی خار نشو
برای عشق قبول كن ولی غرورتت را از دست نده
برای عشق گریه كن ولی به كسی نگو
برای عشق مثل شمع بسوز ولی نگذار پروانه ببینه
برای عشق پیمان ببند ولی پیمان نشكن
برای عشق جون خودتو بده ولی جون كسی رو نگیر
برای عشق وصال كن ولی فرار نكن
برای عشق زندگی كن ولی عاشقونه زندگی كن
برای عشق بمیر ولی كسی رو نكش
برای عشق خودت باش ولی خوب باش

تپش قلب و نفس کشیدن ،
ملاک زنده بودن نیست ...
اگر هنوز در دلت آرزوهایی هست ،
که از فکرِ رسیدن به آنها سر ذوق میایی ،
بدان زنده ای ... !

بگو آره ،نگو حتمـــا.
بگــو نــه ، نگــو هرگز.
تأمــــل کن اما معطل نکن.
منتظر بــاش اما متوقف نباش.
سرسخت باش اما لجباز نبـــاش.
صــریح بـــاش امـــا گستـــاخ نباش.
صبـــــور بـــاش امـــا بی خیـــال نباش.
شتـــاب کـــن اما شتـــابــزده عمــل نکن.
بگــــو بــرات مــی مونم ، نگـو برات می میرم.
و اینکه:
به دنبال کسی نباش که بتونی با اون زندگی کنی
به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی...
دوست مجازی عزیز که هروقت دلت میخواد میائی

در تئوری ِ عشق ِ تو
دوست داشتن یک گزینه بود
مثل ِ دوست نداشتن

چه دنیای ساکتی …
دیگر صدای تپش قلب ها
غوغا نمی کند …
بی گمان همه شکسته اند …

نـشـستـه ام…
بـــیـادِ کــودکــی هـــایــم،
دور ِ “غــلـط”هــا،
یـک خــط ِ قرمز مـی کـــشـم !
حتی…
دورِ تــــــــو !

زمان هایی هست ؛
که تمام عاشقانه ها هم می تواند
خلاصه شود در یک عبارت :
به درک...

من رسم دوستی ام مثل نان نیست که گرمش سر سفره دل باشد
و سرد و بیاتش سهم نمکی
چه گرمای حضورت
چه سرمای نبودنت
هر دو را دوست دارم...

روزی گفتی ,کنم شبی دلشادت
وز بند غمان خود کنم آزادت
دیدی که از آن روز چه شب ها بگذشت
وز گفته خود هیچ نیامد یادت
((سعدی))

کــاش مَن دیگــَری بودمــــ ....
مــی نشستمــ روبِـروی خـودَمـــ
ســر تــا پـــا گــوش مـی شدَمـــ
تــا ببیَمـــ حـَرفـــ حسابَمــــ
چیستــــ؟

یادته می گفتی عشقمون مثل تو فیلماست ؟؟؟
تو نقشت رو خوب بازی کردی
فقط من هیچ وقت نفهمیدم
اشتباهم چی بود که نقشمو دادن به یکی دیگه !؟!؟!

خدايم آه اي خدايم صدايت مي زنم بشنو صدايم 



خدای مهربانم...! می ستایمت ! با تمام وجودم و از صمیم قلبم ! ...
آنقدر که شاید تنها با ستایشم بتوانم جبران قطره ای از دریای رحمت و مهر و محبتت را کرده باشم جانا ......................!
به خاطر تمامی مهربانی هایت تو را سپاسی ژرف و از اعماق وجودم می گویم مهربان من ! خدای من !
خدای مهربانم !...
چقدر زیباست امید به رحمتت ! و چه زیباتر اجابتت .....!
خدای مهربان من ! بهتر شدن روز به روز حال روحی ام را تنها از قدرت و مهر بی کرانت میبینم ...تو را سپاسی ژرف مهربانا ! تو را سپاس مهربانا ! .........
خدای مهربانم !...من عشق و آرامش و شادی را در زندگی ام تنها از تو و دستان پر مهر و قدرتت می بینم و همیشه تنها از تو که تکیه گاه زمین و آسمان منی می طلبم جانا !
خدایا !...من معجزه ی زندگی ام را ...که همان آرامش و عشق و شادی و خوشبختی ست را تنها از دستان قدرتمند و مهربانت می خواهم خدای قدرتمند و مهربانم . تنها تکیه گاه و امیدم ...تنها امید زنده بودنم ...
خدای من می دانم که خوب می دانی تنها تویی در جان لحظاتم ! و تنها تویی در نفس نفس زدن هایم ...
و تنها تویی امیدم و تنها تویی تکیه گاه من ! و تنها تویی که بیش از عشق بر تو عاشقم مهربان من !
تو به من آموختی چطور زندگی کنم ! ...تو به من با مهرت آموختی که چطور بیش از هر لحظه که می گذرد عاشق ترت باشم !
خدایا !.........................................
خواهش می کنم بدان همیشه که : .......
توکلم تنها به تو و قدرت و مهربانی ات است.........!
امیدم همه رحمت بی حدو حساب توست مهربانا......!
من چشم براه مهر و محبت و قدرت و لطف تو هستم مهربانا .
من عشق...! آرامش ...! و شادی و خوشبختی را تنها از تو و قدرت و رحمت بی حد و حسابت میخواهم خدای قدرتمند مهربان من !
تو را سپاس برای همه ی نعمتهایی که به من عطا کرده ای و همه ی نعمتهایی که به من عطا خواهی کرد ای بخشنده ی مهربان . ای خدای من .


وقتی دلتو می شکونن تازه حضور خدا رو
با تمام وجود حس میکنی
میدونی این خدای مهربون چیکار میکنه؟
دلت را آب و جارو می کنه...
درحالیکه تو از او گله داری
تیکه تیکهاش رابا حوصله مثل یه
پازل سخت کنار هم میچینه
حتی مواطبته که خرده هاش دستهاتو پاره نکنه

دلم كمي خدا ميخواد
کمي سکوت ... کمي دل بريدن ميخواد
کمي اشک… کمي بهت
کمي آغوش آسماني
کمي دور شدن از اين آدمها…!
کمي رسيدن به خدا

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻟﺬﺕ اﻧﺠﺎﻡ ﻛﺎﺭﻳﺴﺖ ﻛﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ:
" ﻧﻤﻲ ﺗﻮاﻧﻲ " ﻭﻟﻲ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﻢ....!
ﭼﻮﻥ ﺧﻮاﺳﺘﻦ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻦ اﺳﺖ...
ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺏ ﻣﻲ ﺩاﻧﻢ اﮔﺮ " اﺭاﺩﻩ " ﻛﻨﻢ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﺎ ﺭا " اﺩاﺭﻩ " ﻣﻲ ﻛﻨﻢ.
_____ انــــــدوختـــن عــلــــــم می... _____

آرزویت را برآورد می کند آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی میگریاند .

خدایا .. من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم
همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد، می آید سراغت
من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند
و چشم هایش را می بندد و می گوید
من این حرف ها سرم نمی شود. باید دعایم را مستجاب کنی
خدایا می خواهم آنگونه زنده ام نگاه داری که نشکند دلی از زنده بودنم
و آنگونه مرا بمیرانی که کسی به وجد نیاید از نبودنم


چمدانت را بردار مرد سرزمین من و از ذهنم و هویتم دور شو.

body{cursor: url('http://roozgozar.com/mouse/03/064.ani')}
|
|
|


از رويش ها و شكوفايي ها



قدم مي زني در پياده رو
و گاهي
صداي خردشدن برگ پاييزي تو را به خود مي خواند
مي شنوي اما نمي ايستي
و بي تفاوت از كنار آن رد مي شوي
تو مي روي و برگ ، هر روز زير گام هاي روزگار له مي شود
طبيعت همصداي ماست ؛
كافيست گوشي براي شنيدن و چشمي براي ديدن داشته باشيم
كافيست بيشتر عاشق باشيم
بيشتر دغدغه برگ هاي به زمين افتاده را داشته باشيم
آري !
برگ زرد مي شود مي افتد
خرد مي شود و جذب خاك
در خاك جان مي گيرد و به ريشه مي رسد ؛
و اين آغازي دوباره براي يك شكوفايي ديگر است
ممكن است گاهي زرد بشوي 
بشكني و خرد بشوي
اما مبادا خستگي بر روحت چنگ بياندازد
خرد كه شدي ، برو به سمت ريشه ، به سمت خدا
برو به سمت يك دوبارة ديگر ![]()
قدم مي زني در پياده رو
و برگ پاييزي زير پاي تو كه خرد مي شود ...
بي توجه به راهت ادامه نمي دهي
مي ايستي
مي شنوي
طبيعت با توسخن مي گويد
از افتادن ها
از خرد شدن ها
از رويش ها و شكوفائي ها ....
body{cursor: url("http://hamid366-2.persiangig.com/kod-www.hamid366.ir/kodmous-www.hamid366.ir/seri4-www.hamid366.ir/95.ani")}



![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
دنیا را با تمام ارزش هایش بگذار
مبادا در دست هایت قلب شکسته به گور ببری!
مبادا کسی سد عبور راهت به بهشت شود
مبادا دست کسی گریبانت را بگیرد
مبادا چشم کسی با تنفر نگاهت کند
مبادا خاطر کسی از تو آزرده شود
مبادا بر کسی رنجی روا کنی
مبادا قلب کسی را بشکنی
مبادا آه کسی گریبان گیرت شود
......... 
دنیا زادگاه کسانی است که مانده اند:
بعضی در دل و بعضی در گل
دنیا معبر کسانی است که محبت داشته اند
اما منزل ابدی آنها که چشمانشان تنها مال میبیند،لذت می بیند
آنها که چشم ندارند مظلومیت را ببینند،گرسنگی را ببینند،فقرا ببینند
اینها مانند پرنده ای هستند که از رفتن جامانده اند
در بند دامی که خود گذاشته اند
در حالی که دنیا زمان است که می گذرد
عمر است که می رود
و در آخر....
خاک تو را فرا میخواند
مبادا در دست هایت قلب شکسته به گور ببری!


![]()

|
خوشتر از قالی کرمان غزلی ساخته ام نخ به نخ زیر قدمهای تو انداخته ام . . . ![]() ![]() ![]() شوقی، که چو گل دل شکفاند، عشق است ذهنی، که رموز عشق داند، عشق است
مهری، که تو را از تو رهاند، عشق است لطفی، که تو را بدو رساند، عشق است | ||
![]() ![]() تقدیم به الهه مهر و وفا... body{cursor: url('http://roozgozar.com/mouse/01/014.ani')}
|

|
بگذار ابر سرنوشت هر چه می خواهد ببارد ما چترمان خداست.
body{cursor: url('http://roozgozar.com/mouse/01/014.ani')}
الله تویی و ز دلم آگاه تویی♥ درمانده منم دلیل هرراه تویی
![]() من بی تو دمی قرار نتوانم کرد♥احسان ترا شمار نتوانم کرد
گر بر تن من زبان شود هر مویی♥ یک شکر تو از هزار نتوانم کرد . . . ![]() | ||
body{cursor: url("http://hamid366-2.persiangig.com/kod-www.hamid366.ir/kodmous-www.hamid366.ir/seri4-www.hamid366.ir/95.ani")}


















































در زیر باران
تنها تویی و من
با گیسوان خیست که به صورتم می خورد
و دست هایت رها شده در دست هایم
و چشمانت خیره بر چشم هایم
برگ ها در هوا می رقصند و روی ردپاهایمان می افتند...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
در زیر باران
تنها تویی و من
با اشتیاقی خیس شده به وسعت ساحل
نترس گل من!
ما زیر باران پنهان شده ایم
و کسی سراغمان را نمی گیرد.

در زیر باران
تنها تویی و من
باران یکریز می بارد
دنیا از باران می گریزد
دنیا می گریزد و زمان جاری می شود
و تنها از نام های عاشقان
ما می مانیم
در دنیای بی دنیا و بی زمان
در زیر همین باران
در زیر باران
تنها
تویی و
من...

دلیل بارش باران.....
نهایت عشق اوج باور و سر حد احساسی آسمانی است ..
وقتی نسیم عشق دستهای سپید ابر های عاشق را به دست هم می سپارد
به یمن این پیوند پاک وجودشان اشک شوق می ریزد

پاییز را به خاطر بادهایش و به خاطر برگهایش دوست دارم .
پاییز رنگ گذشته ها و خاطرات دور را می دهد.
پاییز را به خاطر رنگهایش دوست دارم....بوی پاییز می آید...
باز باران بارید ،
خیس شد خاطره ها ،
مرحبا بر دل ابری هوا ،
هر کجا هستی باش ،
آسمانت آبی ،
و تمام دلت از غصه دنیا خالی
