شبے ﺩﺭﻋﺎﻟﻢ مستے  

 

ﺯﺩﻡ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺍﺯﺍﯾﻦ هستے !!
ﮐﻪ ﺍے ﺩﻧﯿﺎ , ﺑﻪ ﭼﻪ ﺍﺭﺯے؟
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻧﺎﺯے؟
ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﻡ , ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﻟﻢ
ﮐﻪ مےﺍﺭﺯﺩ ﺑﻪ ﯾﮏ ﮐﺎهے !!!
ﺑﻪ ﺁﻥ ﻣﺎﺩﺭ , ﺑﻪ ﺁﻥ ﮐﻮﺩﮎ
ﺑﻪ ﺁﻥ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ , ﮐﻪ ﺯﺟﻪ ﻣﯿﺰﻧﺪ ﻫﺮﺩﻡ
ﺍﺯﺍﯾﻦ هستے !!!!
ﺑﻪ ﭼﻪ ﻧﺎﺯے؟؟
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪﺍ, ﺍﮔﺮﻣﻦ ﮐﻔﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ ﺩﺭﺍﯾﻦ مستے
ﺗﻮﻫﻮﺷﯿﺎﺭے , ﺗﻮﺑﯿﺪﺍﺭے !!
ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺎﻇﺮﺑﺮﺍﯾﻦ ﺣﺎلے
ﺑﺒﯿﻦ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺩﻧﯿﺎﺭﺍ !!.....
نمےگوﯾﻢ ﻣﺮﺍﺩﺭﯾﺎﺏ !
نمےگوﯾﻢ ﻣﺮﺍﺩﺭﯾﺎﺏ !
ﻭلے ﺍﺣﻮﺍﻝ ﻣﺴﺘﺎﻥ ﺭﺍشبے ﺩﺭﯾﺎﺏ ,
شبے ﺩﺭﯾﺎﺏ !!
شبے ﺩﺭﯾﺎﺏ !!

من برای خودم خط هایی دارم ...

دور بعضی چیزها 
زیر بعضی چیزها
و روی بعضی چیزها 

گاهی خط قرمز 
گاهی خط زرد 
و گاهی خط سبز

دور بعضی آدمها را خط قرمز کشیده ام 
آنها که همیشه سهمی از حس خوبم را به تاراج میبرند...
حسودها ..خودبین ها و مهمتر از همه آنها که همیشه به من دروغ گفتند.....

زیر بعضی ها را خط زرد میکشم....
آدمهایی که تکلیفت را با آنها نمیدانی.
مثل فصلها رنگ عوض میکنند و اعتباری نیست نه به تحسین و نه به تکذیبشان....

روی بعضی چیزها و آدمها را با برگهای سبز خطی میکشم, سبز سبز تا یادم بمانند و یادگار همیشگی ذهنم باشند....

آدمهایی ک شاید همه ی فرقشان و خاص بودنشان در نگاه و کلامشان باشد....
آدمهایی که ساده ی ساده فقط دوستشان دارم

این آدمها را باید قاب گرفت و از مژه ها آویخت تا جلوی چشمت باشند ،تا وجب به وجب نگاهت را شکرگزار بودنشان باشی ..